در این لحظات شب از فکر کردن به تو دارم به آسمانها میرسم می دونی امیرم

 با ارزش تر از تو فقط تو هستی که عشقت در قلبم هر شب غوغا به پا  میکنه

و منو مجبور میکنه تا پای این لب تابم بیام .

تا قدم به قدم با تو و لحظه به لحظه در فکر تو فرو برم

عطر داشتنت و ماندن خاطره هایی که مرور کردن آنها مرا دل شاد میکنه

و حالا رسیده ام به تویی که آمدنت برام دیگه داره رویا میشه و رویایی بوده در گذشته هایم

و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام تا کنون بوده

حس می کنم  پایانی دیگه نداره زندگی ام .

 حس با تو بودن آغاز دوباره ایست برای من که هر روز و هرشبم  در کنار این لب تابم

 چرا که هنوزم ما فردایی هستیم  که در آن گذشته ها رو فراموش  نخواهیم کرد

حتی اگر فاصله ها در میان ما باشد  آنگاه که تمام فکر من با توست

هیچ روزی را فراموش نخواهم کرد چرا که همه آنها یکی از زیباترین روزهای زندگیم بوده

و شیرین ترین خاطره ها ، و گرم ترین لحظه های با هم بودنمون

چی میشد امشب می تونستی بیائی پیشم تا من سر بگذارم بر روی شانه های تو

و آرامش بگیرم از صدای تپشهای قلب تو و دلم پرواز کند در آسمان قلبت

تا مجنونی شوم از صدای تپشهای قلبت و اوج بگیرم و محو شوم در آغوشت

تا خودم را تا ابد از خودت بدانم و تا همیشه برایت بمانم .

تا ببینم زیباترین رویاها را و فردائی که بیدار میشوم حقیقت شود همه ی رویاهایم

 و اینجاست که در میون این واژها عجیب عاشق خیالات با تو بودن میشوم

میبینی چطور به عشق همه این خیالات هر لحظه دیوانه تر میشم

و از خودم فاصله میگیرم چرا که حس میکنم به تو نزدیک تر میشوم

حالا من مجنونم و تو لیلای منی همیشه میمانیم برای هم 

و میسازیم یک قصه عاشقانه دیگر و با هم  بر میگردیم

به دیروزهائی که گذشته و خاطرها ی شیرین فرداهامون

که بدجوری این لحظه  به دلم نشسته و میدانیم زندگی مان عاشقانه خواهد گذشت

  هم دیروز وامشب و هم فرداهایی که میدانم خواهد رسید از راه

دلم برات خیلی تنگ شده عزیز ترین جونم

دوستات منو منع میکنن میگن این چیزهارو در باره تو ننویسم

اما تو که می دونی من دیگه نمی تونم دلم برات خیلی تنگ شده