برایت می نویسم...

حال که این چنین میروی یادت باشد ...!!
چیزی به جا نگذاری مبادا برگردی و اشکهایم را ببینی!
قرار نیست بیقرار ی ام را بفهمی!
قرار نیست بدانی که چند جای این نوشته با اشک خیس شده
و چند واژه را پنهان کرده ام
قرار نیست بفهمی دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است.
قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرده
اما اینها را برایت می نویسم برای روزی که تو دلتنگ باشی
دلتنگ کسی که دوستش داری...!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 4:26 AM توسط امیر
|
(..')/♥ ♥('..)